کلبه چوبی خیس
در میان جنگل
همدم گمشده را می طلبد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 14:6 توسط محمد زرویی نصرآباد |
گوسفندان بی شمار
محروم می کنند مرا
از تماشای
گله گرگ
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 20:29 توسط محمد زرویی نصرآباد |
مرگِ برگ
آزادی است
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 9:36 توسط محمد زرویی نصرآباد |
انتظار
در رفتن تو
متجلی می شود
نه در آمدنت!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 12:25 توسط محمد زرویی نصرآباد |
ابر آبستن
کودکان خود را
در دستان خشک بیابان
سقط می کند
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 10:33 توسط محمد زرویی نصرآباد |
تو با رفتن
من با ماندن
هر کدام نمونه ای از وفاداری!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 19:10 توسط محمد زرویی نصرآباد |
ایستاده بر سر دو راهی
و راهی در پس
راه بازگشت امن تر است
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 18:42 توسط محمد زرویی نصرآباد |
| ||||||